دوران دانشجویی

لغت نامه شوخی و جدی زبان
نویسنده : AtiMiti20 - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ،۱۳۸٧

سلام همسفرقلب

 

شیرین زبانی:

هنر لوس کردن خود برای دیگران . فرآیندی که در پی آن ، همه قربان صدقه آدم می روند و موجب دریافت ماچ های آبدار از هشت جهت متضاد می شود.

زبان بسته:

کسی که زبانش را "بسته"ی در بسته ی دهانی زندانی کرده است.شکل مودبانه تر(حیوونی)

زخم زبان:

زخمی که هر زبانی به نرمی ، توانایی ایجادش را دارد.گاه زخم رسیده از زخم تیزترین چاقوها هم عمیق تر و دردناک تر است.زخمی که زبده ترین دکترها هم قادر به علاج وتسکین دادنش نیستند.

بی سر و زبان:

کسی که زبانش را در یک روز نامعلوم به دلائلی نا مشخص قورت داده است .کسی که آخر از همه نان می گیرد حتی اگر در صف نانوایی جلوتر از همه ایستاده باشد.

زبان درازی:

عملی که موجب خنک شدن دل آدم و سوختن دماغ دیگران می شود. جنگ به روایت زبان!

زبان بی زبانی:

زبانی که با استفاده از هر زبانی به شدت مخالف است. زبانی که برای انتقال بهتر حرفهایش پیشنهاد حذف خودش را می دهد.

زبان باز:

کسی که خوب بلد است با زبانش بازی کند و بهتر از آن اینکه  دیگران را بازی بدهد . موثرترین زبان برای مکالمه ها و معامله های موفقیت آمیز.

 


comment نظرات ()