سلام همسفر
تولد ، تولد ، تولدت مبارک !!!
بالاخره عاطی میتی یه ساله شد !!

تولدشو به خودش ،به خودمون ، به شما و همه همسفرا تبریک می گیم .
توی این یه سال هر چند کار زیادی نکردیم ولی همین وبلاگ کوچولو و ساده ( البته سالم
) بعضی وقتا باعث تداوم دوستیامون و حتی پیدا شدن دوستای جدید شد.
*کسایی که همیشه نسبت به ما لطف داشتن! حتی اگه بعضی وقتا یادشون می رفت نظر بذارن(شایدم نمی خواستن نظر بذارن) اما ما می دونستیم که میان.
*بعضیا اومدن و خودشونو غریبه معرفی کردن آخه بچه ها شما بگین اینجا غریبه هم داریم؟؟!!...

* بعضی ها رو می شناختیم و بعضی ها رو نه ولی به هر حال هممون یکی هستیم مثلاً همین خولی
(یادش بخیر) که دیگه الان باید بهش بگیم خانوم مهندس ؛ درسته اینجا نیس ولی خودش خوب می دونه که بازم اینجاست ، یا لیلی گلی
؛درسته که هیچ وقت اینجا نبوده ولی همیشه اینجا بوده (عزیز دل عاطی) و خانم پژوهشگر
(آسی) که از ترم قبل هم خونه ایمون شده و دوست جون جونیمون!، نانی
هم که بوده و هست و خواهد بود(ای بابا نمی دونیم این سیریش کی می خواد دست از سر کچل ما برداره) و...که اگه بخوایم اسم تک تک اونا رو بنویسیم خودش یه وبلاگ لازم داره(حالا بعداً آدرس یه وبلاگو می دیم که برید اسامیشون رو ببینید)
باید یه تشکر جانانه هم از اونایی داشته باشیم که صمیمانه کمکمون کردن :
*بعضیایی که واسمون آرشیو نظرات رو تغییر دادن و هزار تا زحمت دیگه البته نیمه کاره!!!(آقای صورتی)


*بعضیای دیگه هم بلاگفا ساختن و هر دفعه می گفتن نظر بدین تا منم نظر بدم ،ما نظر می دادیم ،اونم نظر می داد ، نظرای ما هیچ دردسر و زحمتی ایجاد نمی کرد ، ولی ما هربار که اون نظر می داد مجبور بودیم پاکشون کنیم آخه بچه بازی در می آورد (مامان بزرگding )

( شما سوء استفاده نکنین حالا هر چی بوده به خودمون ربط داره
) خیلی ها هنوز فکر می کنن عاطی میتی یه نفرن ولی ما دو نفریم یعنی در واقع اونا درست فکر می کنن ما دو تا یه نفریم یعنی درسته که ما دو نفریم ولی در اصل یه نفریم یعنی کلاً ما به همه همسفرامون یه نفریم .مگه نه بچه ها؟( ای بابا خودمون هم گیج شدیم شما فهمیدین چی شد؟)
خلاصه بگم که توی این یه سال خیلی اتفاقا افتاد ، اتفاقای خوب که تونستیم بنویسیمشون و اتفاقای بدی که ...( البته بگما اتفاقای بد هم همیشه بد نیستن!!...«آخه در سایه کوه باید از دشت گذشت»)
اما میدونین شعار سال جدیدمون چیه ؟! [ شاد باشین،شادی کنین...دست...دست...دست...شله...آقایون،خانوما...دست...دست
(همراه با کمی حرکات موزون
)] بابا نا سالمتی به ما می گن جوون !!!شاد باشین،بخندین...هرهر...به به...به به...واااااااااای دوران دانشجویی داره تموم می شه...شاد باشین...عقب نمونین...شادی کنیییییییییییییین...آقا جون بیاین زندگی کنیم ، بیاین از لیمو ترشی که در دست داریم شربت درست کنیم . آخرش اینکه : تولد تولد تولدش مبارک.
و به عنوان ختم موقتی کلام :کچل نمی شی اگه نظر بذاری
atimiti
سلاااااااااااااام همسفر

می خواستیم زودتر آپ کنیم ولی نشد آخه خیلی گرفتار بودیم ( إإإإإإإإکنجکاو نشو دیگه قرار شد سال نو عوض بشین ، قرار شد دیگه تووو زندگیه شخصی دیگروون دخالت نکنین، دلیل آپ نکردنمون شخصیه!!!!!!!!
) بگذریم خدایی نوروز امسال، نوروز خوبیه،نه؟ واسه ما که آره همش عروسی ، جشن ، مهمونی... ولی حیف که امسالو نمی تونیم بریم مسافرت!!! میتی شماها چی؟
راستی یه چیز بگم (میتی چی کار کنم نمی تونم نگم راستی، بیا سال نو دیگه به "راستی" گفتن ها و "نمی دونم" گفتن ها گیر،
نده!!!ok؟؟)آهان می خواستم بگم یه چیزی میگم پیش خودمون بمونه هاااااااا
من امسال خیلی خانم شدم طوری که خودم هم توو کف خودم موندم .
نه از شیطنت خبریه نه از لجبازی!!!!!!!! یعنی من که...من که...شیطوووون نبودم بعضی وقتا...
هیچی بابا بگذریم همه می دوونن که من دختر آرووومی هستم اگه باور نمی کنین برید از ...نه اصلاً ولش کنین نمی خواد از کسی بپرسین(هییییییششش)آهان فهمیدم برید از میتی بپرسین(میتی تورو خدا آبرومو بخر!...)
بله!!!خدمتتون عرض کنم که این میتی خااااااانووووووووم گل هم، از من آروم تر ،سر به زیر تر و خانم تره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(ببخشید میتی جون این علامت تعجبا اشتباهی تایپ شده)
آهااااااااااااااااان یادم رفته بود بگم، یکی از بچه های خوب ارومیه(که ما خدمتشون ارادت داریم!)
چند تایی عکس از بهار ارومیه واسمون فرستاده،خیلی قشنگن ،گفتم دلتون بسوزه
،نه حالا نسوزه شاید گذاشتیم شمام ببینین البته معلوم نیس باید تووی جلسه مطرح کنم تصمیم با مدیران وبلاگه(بنده حقیر و میتی خانوم)
(ویش ویش ویش هن هن هن واه واه واه)
امیدوارم بهتون خوش بگذره سیزده بدر رفتین ما رو هم دعا کنین!!!!!
به عنوان ختم موقتی کلام:کچل نمی شی اگه نظر بذاری!!!!!!!!!!! Ati-87
نظرات ()